قديمترين مكتب فقهي اسلام بود، چون در اسلام نميتوان قانون و كلام را از هم تفكيك كرد.
قديمترين قانوننامهٴ ژاپني، كه از منتخبات اخلاقي شوتوكو ممتاز است، اوميايتسو- ريو بود كه مقارن سال 667 اتمام يافت. سرشماري نيز مقارن همان ايام در ژاپن متداول شد.
10. زبانشناسي لاتيني، سرياني، عربي و ژاپني. قديس الدهلم محاورهٴ مفصلي در باب عروض لاتيني نوشت، كه ظاهراً يگانه اقدام غرب در زمينهٴ زبانشناسي در آن ايام بود. يعقوب رهاوي قديمترين رسالهٴ روشمند را در باب دستور زبان سرياني نوشت، ولي اين دستور زبان تا قريب يك قرن بعد رشد كافي نيافت.
روايات اسلامي، كشف نحو عربي را به ابوالاسود بصري منسوب ميداند. با اين حال مكتب بصري، يعني قديمترين مكتب نحو عربي، تا قريب يك قرن بعد از آن كاملاً رشد نكرده بود.
ساكائيبه ايوازومي، پس از بازگشتش از چين در 653، واژهنامهٴ مفصلي تدوين كرد در باب واژههاي جديد ژاپني كه به وسيلهٴ الفباي چيني نوشته ميشد.
11. اشارات نهايي. با ارزشترين كارهاي اين عصر به وسيلهٴ سريانيان تحقق يافت -- به وسيلهٴ سوروس سيبخت، جرج اسقف عربها، و يعقوب رهاوي.
وانگ هسوان - تسه و ئي چينگ چيني به معلومات جغرافيايي بيش از همه افزودند. به نظر ميرسد كه چهار تن چيني ديگر افراد بسيار ممتازي بودهاند: لي شون فنگ رياضيدان، سونسسو - موي پزشك، و تائو هسوان و تائو - شيه علماي بودايي. نبوغ هندي به وسيلهٴ بودايي ديگري عرضه شد، يعني به وسيلهٴ سانتي دواي بسيار دوستداشتني. تمدن تازهٴ اسلامي شروع كرد برخي محصولات فكري خود را عرضه كند، كه شاهد آن، فعاليت ابن اباض، خالد بن يزيد، و ابوالاسود بود.
گرچه علاقهٴ ما به زبانشناسي در درجهٴ دوم است، نبايد غافل بود كه فهم آگاهانهٴ دستور زبان شاخص گرانبهايي است براي تعيين رشد تمدنها. از اين لحاظ خاص نيمهٴ دوم سدهٴ هفتم عصر ممتازي است، چون شاهد آغاز دستور زبان سرياني و طلوع زبانشناسي عربي و ژاپني بوده است.
ب. زمينهٴ ديني
سانتيدوا1
در خانوادهٴ سلطنتي سوراشترا2 زاده شد (در گجرات، 71 ميلي لاهور، بر سر راه لاهور به پيشاور)؛ در زماني نامعلوم، احتمالاً در اواسط سدهٴ هفتم برآمد. بزرگترين معلم هندي آيين